خرید بک لینک
انگشت کوچیکه ی پام خورد به گوشه کشو. ناخونش کنده شد. خون اومد. الانم درد میکنه و من دارم فلج اطفال میشم. حالا فلج ادالت. مهم فعل فلج شدنه. مهم فانی بودن انسانه. پیزوری بودن و به تف بند بودنه. الان کی باورش میشه من به خاطر یه ناخونی که کنده شده تمام روابطم خدشه دار شده و تمام فعالیتام به تعلیق در اومده؟ شغلمو از دست دادم، فامیل طردم کرده، با انگشت نشونم میدن و نامزدم رفته با یکی دیگه. اینو دروغ گفت

برچسب: نویسنده: اشکان اسماعیلی تاريخ: چهارشنبه 12 مهر 1396 ساعت: 18:28

شاه شمشاد قدان، خسروِ(khosrove) شیرین دهنان، که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان، آیا شود که گوشه چشمی به ما کند؟ نو، هی ونت. کاینا ایمپاسیبل. ات لیست نات این مای لایف تایم. خار داریم چون ما. واگیر داری چیزی هستیم لابد. وگرنه من نمیدونم چجوری برا همه چیز و همه کس وقت هست، لبخند هست، نوکرم، چاکرم، مخلصم، هست. به ما که میرسه لست سین لانگ تایم ا گو. کلن همیشه به ما که میرسه وا میرسه. برا همین من اصول

برچسب: نویسنده: اشکان اسماعیلی تاريخ: چهارشنبه 12 مهر 1396 ساعت: 18:28

یه سکوت سهمگینی خونه رو فرا گرفته. خونه و فضای اطراف خونه رو. یه جوری که انگار تنها موجود زنده ی دنیا منم. انقد ساکت که میتونم صدای قلبمو بشنوم. کاملن طبیعی و با ریتم منظمی میتپه. هیچ صدای مشکوکی ازش به گوش نمیرسه که مبنی بر آریتمی یا گشادی دریچه ی میترال و سوراخ بین دو بطن چپ و راست باشه. هیچ صدایی. حتا صدای سخن عشق. خب دلیلش اینه که تکست میده قلبم. ویس نمیفرسته. واسه همین صداش نمیاد. وگرنه پر از

برچسب: نویسنده: اشکان اسماعیلی تاريخ: چهارشنبه 12 مهر 1396 ساعت: 18:28

صفحه بندی