انگشت کوچیکه ی پام خورد به گوشه کشو. ناخونش کنده شد. خون اومد. الانم درد میکنه و من دارم فلج اطفال میشم. حالا فلج ادالت. مهم فعل فلج شدنه. مهم فانی بودن انسانه. پیزوری بودن و به تف بند بودنه. الان کی باورش میشه من به خاطر یه ناخونی که کنده شده تمام روابطم خدشه دار شده و تمام فعالیتام به تعلیق در اومده؟ شغلمو از دست دادم، فامیل طردم کرده، با انگشت نشونم میدن و نامزدم رفته با یکی دیگه. اینو دروغ گفت
برچسب:
نویسنده: اشکان اسماعیلی
تاريخ: چهارشنبه
12 مهر
1396 ساعت: 18:28